الفيض الكاشاني

387

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 124 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الأخوَين الأعزَّين المولى كريم الدّين محمّد و الأمير غياث الدّين محمّد . عجز از شكر امّا بعد ؛ ارباب مروّت و حق‌شناسان چون كسى با ايشان احسانى كرد تا مكافات آن به جاى نياورند به كارى ديگر مشغول نشوند . مؤمن نگاه كرد احسان خداى عزّوجلّ بر خود يافت به شكر آن مشغول شد تا چون وظيفهء شكر آن به آخر رسد به كار ديگران و ديگر كارها مشغول شود ؛ هرچند وقت صرف آن كرد آن را تمام به جاى نياورده بود هر آينه نوبت كار ديگران و ديگر كارها نرسيد . اكنون اى نفس ! اى آشنايان ! اى بيگانگان ! اى كائناً من كان ! اين احسان كه خداى با ما كرده اگر تا ابد به شكر آن ايستادگى نماييم به حيله به تمامى شكر آن نرسيم ، نوبت كار شما در مابعد ابد خواهد بود . منتظر باشيد كه چون ابد سرآيد به كار شما خواهم پرداخت . اى جماعت مذكوره ! تا شكر به قدر احسان نباشد مكافات حاصل نشود ، چون هرچه ما داريم احسان خداست اگر هرچه داريم با خدا دهيم به آن كه در راه او صرف كنيم آن مكافات كرده باشيم ، پس هرچه ما داريم براى خداست . براى شما آن مىماند كه نداريم . از عمر آنچه نيابيم آن صرف كارى شود كه توانايى ما به آن نرسد ، امّا از عمر آنچه داريم چون دادهء خداست با خدا خواهيم داد . كارى كه بر آن قادريم